سلام
این مطلبو جایی خوندم به نظرم خیلی جالب اومد
هفت شهر عشق ،
شهر اول : نگاه و دلربایی ،
شهر دوم : دیدار و آشنایی ،
شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ،
شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ،
شهر پنجم : بی وفایی ،
شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ،
شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی !
شما نظرتون چیه؟تا چه حد واقعیه؟
من منطقی عمل کردم گفتم خداحافظ خوشبخت بشین حالا شما چه نظری دارین؟
۱خواستگار واسم امده بود این الکی شلوغش کرده
تو شبای بی ستارم
نرو دیگه ماه روشن
تا ابد بمون کنارم
تو شدی دارو ندارم
شدی مرحم واسه دردام
به تماشات که نشستم
شده بودی همه دنیام
مثل دریا با صراحت
منو از غصه بریدی
عمر غم رسید به آخر
تا که بی پروا رسیدی
تو یه ناجی عزیزی
که خدا اونو به من داد
اینو یه حس حقیقی
تو دلم میکنه فریاد
این آهنگ رضا روح پور رو که به سبک استاد فریدون فروی میخونه خیلی گوش دادم واسم عادی بود ولی الان وقتی گوش میدم یه حس عجیبی پیدا میکنم هر چی هم گوش میدم ازش سیر نمیشم شاید واسه اینه که من کوچولو رو خیلی دوست دارم و اولین کسیه که تا حالا بهش اینهمه وابسته شدم و دوسش دارم و به خودشم گفتم آخرینشم خواهد بود که یواش یواش داره تموم میشه این رابطه و دوستی
روزگار قشنگیه اونی که دوسش داری باید فراموشش کنی چون ماله یکی دیگه میشه
خوشبخت بشی گلم
![]()
حمید بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
حمید دوووووووووووووست دارم
نمیدونم چی بنویسم
از فردا و فرداها
میترسم تو این روزا یه چیزی بشه که منو از نفسم جدا کنه
نفس بخدا دوستت دارم
اگه مردم دفترمو ندی به ......
اصلا راضی نیستم
دفترمو یک جا خاک میکنی![]()
امروز عصر خیلی دلم گرفته بود
و دفتری رو که با هزار آرزو و شوق و ذوق خریده بودم و توش شعر مینوشتم
برداشتم که توش شعر بنویسم
اعصابم خورد شد و پارش کردم چون دیگه دلیلی واسه نوشتنش نداشتم

اینو جدی میگم
ولی به هر حال امیدوارم به ..... جونت برسی
اخه من چرا اینقدر تخسم؟؟؟؟![]()
خدایا از نظرت اونیکه خیلی دوسش دارم منو میبخشه؟

